به گزارش محک، تازهترین آمارهای مرکز آمار ایران حاکی از آن است که جمعیت غیرفعال اقتصادی در کشور به ۳۹ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر رسیده است؛ این رقم در مقایسه با سال گذشته حدود ۸۰۰ هزار نفر افزایش نشان میدهد و زنگ خطری جدی برای وضعیت مشارکت اقتصادی در ایران به شمار میرود. این آمار بیانگر آن است که در پاییز امسال ۸۰۰ هزار نفر از بازار کار خارج شدهاند؛ به این معنا که این تعداد نیروی کار طی یک سال گذشته نه شاغل بودهاند و نه در جستجوی شغل.
آرمان هنرکار با اشاره به جمعیت ۸۷ میلیونی ایران خاطرنشان کرد: این عدد به تنهایی واقعیت نگرانکنندهای را نشان میدهد که نزدیک به نیمی از جمعیت کشور عملاً خارج از چرخه فعالیت اقتصادی قرار دارند. وی با تأکید بر ترکیب این جمعیت افزود: این گروه شامل دانشآموزان، دانشجویان، خانهداران، بازنشستگان و افرادی است که بدون اشتغال، درآمد دارند یا با ترجیح درآمدهای جانبی به درآمدهای پایدار، اساساً از بازار کار کنار کشیدهاند.
نرخ مشارکت اقتصادی در ایران؛ شکاف فاحش با استانداردهای جهانی
این کارشناس اقتصادی با اشاره به شاخص نرخ مشارکت اقتصادی توضیح داد: برای درک عمق مسئله، باید به این شاخص نگاهی انداخت که نشاندهنده سهم جمعیت در سن کار است که یا شاغلاند یا فعالانه دنبال کار میگردند. هنرکار در ادامه اظهار داشت: برآوردها نشان میدهد با وجود حدود ۶۳ تا ۶۵ میلیون نفر جمعیت در سن کار (۱۵ تا ۶۴ سال)، تنها ۲۷ میلیون نفر در ایران فعال اقتصادی هستند و این یعنی نرخ مشارکت اقتصادی ایران کمتر از ۴۱ درصد است.
وی ضمن مقایسه این رقم با استانداردهای جهانی افزود: این نرخ در مقایسه با استانداردهای جهانی فاصله معناداری دارد. بر اساس دادههای سازمان بینالمللی کار، میانگین نرخ مشارکت اقتصادی در جهان حدود ۶۴ درصد است. در کشورهای توسعهیافته این نرخ معمولاً بین ۷۰ تا ۸۰ درصد نوسان دارد و حتی بسیاری از کشورهای درحالتوسعه نیز به مشارکتهای بالاتر از ۵۵ درصد رسیدهاند. به بیان ساده، ایران نهتنها از اقتصادهای پیشرفته، بلکه از میانگین جهانی هم عقبتر ایستاده است.
این کارشناس اقتصادی با تأکید بر دادههای مقایسهای خاطرنشان کرد: با دقت در نمودارهای موجود میتوان متوجه شد که میزان مشارکت اقتصادی جمعیت ایران حتی از فلسطین و تانزانیا نیز کمتر است. همچنین باید به این نکته دقت کرد که از میان حدود ۲۳۰ کشور، ایران رتبه ۲۲۲ در این پارامتر را دارد که در نوع خود فاجعهای مهیب است.
| کشور/منطقه | نرخ مشارکت اقتصادی (درصد) |
|---|---|
| ایران | کمتر از ۴۱ |
| میانگین جهانی | حدود ۶۴ |
| کشورهای توسعهیافته | ۷۰ تا ۸۰ |
| بسیاری از کشورهای درحالتوسعه | بالاتر از ۵۵ |
| فلسطین و تانزانیا | بالاتر از ایران |
| رتبه ایران در جهان | ۲۲۲ از ۲۳۰ |
جمعیت غیرفعال اقتصادی در ایران؛ انتخاب یا اجبار؟
آرمان هنرکار با اشاره به تفاوت مهم ایران با بسیاری از کشورها در ماهیت جمعیت غیرفعال اقتصادی توضیح داد: در اقتصادهای پیشرفته، بخش بزرگی از جمعیت غیرفعال را دانشجویان تماموقت، بازنشستگان برخوردار از رفاه و افرادی تشکیل میدهند که عملاً نیازی به حضور در بازار کار ندارند. اما در ایران، شواهد میدانی و روندهای آماری نشان میدهد سهم قابلتوجهی از غیرفعالان اقتصادی، کسانی هستند که بهدلیل ناامیدی از یافتن شغل مناسب، دستمزد پایین، نااطمینانی اقتصادی یا بیثباتی سیاستها، از بازار کار کنار کشیدهاند.
وی با تأکید بر افزایش اخیر افزود: افزایش ۸۰۰ هزار نفری جمعیت غیرفعال تنها در یک سال، در شرایطی رخ داده که اقتصاد ایران با تورم مزمن، افت قدرت خرید و کاهش جذابیت اشتغال رسمی مواجه بوده است. این ترکیب، بهویژه برای جوانان و زنان، به معنای خروج خاموش از بازار کار و کاهش انگیزه مشارکت است.
پیامدهای اقتصادی جمعیت غیرفعال بالا در ایران
این کارشناس اقتصادی در ادامه اظهار داشت: وجود بیش از ۳۹ میلیون نفر غیرفعال اقتصادی فقط یک آمار نیست؛ این عدد مستقیماً به معنای فشار بیشتر بر جمعیت شاغل، کاهش پایه مالیاتی، افت پسانداز ملی و محدود شدن ظرفیت رشد اقتصادی است. هنرکار ضمن توضیح اثرات آن گفت: در اقتصادی که نسبت وابستگی بالا میرود، هر شوک تورمی یا رکودی، اثر شدیدتری بر معیشت خانوارها میگذارد.
دلایل پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی در ایران؛ نگاهی به نظریههای جهانی
آرمان هنرکار با طرح سؤالی خاطرنشان کرد: سؤالی که در ادامه مطرح میشود این است که چرا به این نقطه رسیدیم؟ وی با اشاره به پاسخ این سؤال از سوی دارون عجم اوغلو، برنده نوبل اقتصاد جهانی افزود: هسته اصلی تفکر عجم اوغلو به دو بخش نهادهای «فراگیر» و «استخراجی» تقسیم میشود که «فراگیر» همگام با آزادسازی بازار، شامل مشوق کار، سرمایهگذاری و مشارکت میشود و «استخراجی»، در دل خودش تمرکز بر رانت، نااطمینانی و سرکوب انگیزه را دارد.
این کارشناس اقتصادی با تأکید بر دیدگاه عجم اوغلو توضیح داد: وی بر این موضوع تأکید دارد که در اقتصادهایی با نهاد استخراجی، بازده کار پایین و مسیر پیشرفت مبهم است، همچنین در چنین اقتصادهایی اساساً امنیت شغلی وجود ندارد. در چنین اقتصادهایی دستمزد پایین، تورم بسیار بالا و رانتی که بر تولید غلبه کرده عامل خانهنشینی، شغلهای غیررسمی و بیثبات و همچنین اتکا به درآمدهای غیرمولد میشود که در نهایت منتج به آمار بسیار بالای جمعیت غیرفعال اقتصادی میشود. اگر بخواهیم از نگاه وی به ایران نگاه کنیم نیز متوجه میشویم که مشارکت اقتصادی ۴۰ درصدی در کشور ما عملاً نشانهای از بیاعتمادی سیستماتیک به آینده اقتصاد است.
هنرکار در پایان اظهار داشت: در حالی که جهان به سمت افزایش مشارکت اقتصادی و استفاده حداکثری از نیروی کار حرکت میکند، ایران با نرخ مشارکت حدود ۴۰ درصد در مسیری متفاوت قرار گرفته است. مقایسه ساده با میانگین جهانی نشان میدهد ۳۹ میلیون غیرفعال اقتصادی در کشوری با جمعیت حدود ۹۰ میلیونی، پدیدهای «طبیعی» نیست؛ بلکه نشانهای از اختلال ساختاری در بازار کار و سیاستگذاری اقتصادی است. اگر این روند اصلاح نشود، فاصله ایران با اقتصاد جهانی نهفقط در رشد، بلکه در توان اجتماعی و تابآوری اقتصادی نیز عمیقتر خواهد شد.
منبع: اقتصاد آنلاین



نظرات کاربران